نویسنده: دردمند
ضرورت عوض کردن نوع نوشتهها در دیوارنویسیها؛ نفوذ در تودهها
- ۱۳ آبان سبز
- جنبش راه سبز
- ۲۲ بهمن سبز
- V
- مرگ بر دیکتاتور

«۲۲بهمن سبزV».
آیا این شعارها تحریک کننده است؟ آیا در این شعارها از خواستههای حداقلی اقشار مختلف جامعه گفته شده است؟ منظور مشکلات اقتصادی و آزادیهای فردی و اجتماعی است؟ تکرار میکنم آیا این شعارها تحریک کننده است؟
سبز نمادی بیخاصیت؛ نمادی برای تمسخر
به دلیل تربیت حکومتی-سنتی اعمال شده بر مردم، ذائقه مسخره کردن و سرسری گرفتن و کم ارزش دانستن کارها و نظرات (و در اینجا، مبارزات افراد) به شدت در کل جامعه عمومیت دارد. این دقیقا چیزی بوده که حاکمیت میخواسته و ۳۱ سال برای رواج آن به شدت تلاش کرده: ما میگوییم شما با هم تفاوت دارید و یکسان نیستید و حقوق متفاوت دارید، پس بزنید بر سر یکدیگر و با زبانتان بسوزانید حیثیت هم را!
از طرفی، ۳۰۰هزار یزشک و دکتر و میلیونها فوقلیسانس بیخاصیت تولید کرده و از طرف دیگر، میلیونها نفر بیسواد باقی گذاشته، میلیونها نفر سربازی رفته و صدهاهزار نفر به ریش این میلیونها نفر خندیدهاند، صدهاهزار نفر را بسیجی و جانباز و شهید کرده و به بعضیهاشان مزایا داده و میلیونها نفر را بچه سوسول و ژیگولو و بالا شهری میخواند، میلیونها نفر را چادری کرده و میلیونها نفر را بدحجاب میخواند! میلیونها کافر و میلیونها باایمان! شیعه، سنی، ترک، رشتی، عرب، فارس، کرد، لر، میلیونها معتاد... مثالها بیشمار است.
حتما از خود میپرسید از بین بردن این شکافها سالها زمان میبرد. حال ما که حتی یک رسانه فراگیر نداریم چگونه میتوانیم با یک دیوارنویسی چند کلمهای چنین تاثیری بگذاریم؟ بله این شکافها با دیوارنویسی حل نمیشود ولی آیا نمیتوان با طرح مطالبها قابل فهم برای عموم که هم خواستههای اقتصادی-اجتماعی تودهها را دربرگیرد و هم اعتماد جنبش را بین تودهها بالا برد و هم آنها را تحریک کرده و به خود آورد، شروع به یکپارچه سازی کنیم؟

«چو ناکس به ده کدخدایی کند، کشاورز باید گدایی کند».
آیا تودهها با دیدن مدام کلمه سبز، رنگ سبز، بر روی دیوار و اسکناس چیزی دستگیرشان میشود و آماده جانفشانی میشوند؟ آیا آنها بیانیههای موسوی را خواندهاند؟ آیا مثل بچههای بالاترین از جزئیات فساد و جنایات رژیم با خبر هستند؟ آیا ماهوارهای دارند؟ آیا میدانند جنبش سبز چه میگوید و کلمه سبز چه معنایی دارد؟ و یا آن که از بس این کلمه تکرار شده ولی از آن سر در نیاوردهاند و حملات رژیم را هم که میدانیم چگونه است آنرا مسخره میپندارند؟
مثال. چند روز قبل از ۲۲ بهمن بود و در پاساژ قائم در تجریش گذر میکردم که یک دختر خانم با تیپ معلم یا داشنجو (منظور ساده بودن است) دستبند سبزی به دست بسته بود و یک پسر بوتیک دار (که ابروها را نازک کرده و موهای سیخ سیخ و مملو از ژل و لباس آنچنانی داشت) وی را دید و به دوست یا همکارش گفت این رو نگاه کن هنوز سبز مونده! دخترک نگاهی کرد و به راه خود ادامه داد! آیا شما فکر میکنید این پسر با این شکل و شمایل از عشاق سید علی قاتل است؟ نخیر بر عکس مطمئن باشید صبح تا شب به بالا و پایین این حکومت بد و بیراه میگوید! ولی چرا برای تیکه انداختن به یک نفر کلمه سبز را که برای ما چنان مفهوم عمیق و تاثیرگذاری دارد به سخره میگیرد و بازیچه میپندارد؟
من بشخصه موارد اینچنینی زیاد دیدهام، ایرانی جماعت که با زبانش بالا و پایین مفاهیم مفهوم را یکی میکند آیا با تکرار مدام کلمه سبز و جنبش سبز از جانب ما که برای بسیاری نامفهوم است آب به آسیاب دشمن نمیریزد؟
دیوارنویسی برای جذب رایدهندگان به احمدی نژاد
میدانیم بسیاری از تودههای پایین دست و ناآگاه در انتخابات اخیر به احمدی نژاد رای دادند.
نکته. اکثر انسانها شخصا دوست ندارند به میلشان به صورت کلامی اعتراف به اشتباه کنند.
ما باید اینها را هم از عناصر پیشرو جنبش کنیم. باید به آنها بگوییم خواستههای ما و شما یکی بوده ولی:
- شما گول ظاهر نامرتب و اصطلاحا کارگری این شخص (احمدینژاد) را برای بار دوم خوردهاید چون فکر میکنید چنین شخصی خود سختی کشیده است پس سختی کشیدگان را درک میکند و به کمک آنها میشتابد (همزاد پنداری)
- شما تحت فشار این نظام بودهاید ولی چون احمدی نژاد به سنبل سالهای سال این نظام فاسد یعنی هاشمی رفسنجانی تاخته پس فکر میکردید دیگر ریشه فساد این نظام را خشک میکند ولی نمیدانستید خودش و رهبرش ام الافساد هستند.
نکته. حدودا چند نفری را میشناسم که با وجود مخالفت با نظام به احمدی نژاد رای دادهاند! هر بار که با یکی از آنها حرف میزنم فوری قانع میشوند ولی بعدا از چند وقت دوباره میشنوم در جایی نشسته و گفته آره احمدی نژاد که آدم نیست ولی این سبزها اگر اومدن و بدتر شد چی؟ بیکارن میریزن تو خیابون؟
عدم همراهی رایدهندگان به احمدی نژاد با جنبش سبز ۲ دلیل عمده دارد:
- عدم پذیرش اشتباه در انسانهاست که عمومیت داره.
- عدم توجه گسترده جنبش به آنهاست که آنها را بیخاصیت کرده. باید بگوییم بابا درد ما یکی است. جنبش همون اهداف شما را دنبال میکند، این جنبش فراتر از رای به موسوی و احمدی نژاد است، آنها از شما سواستفاده کردهاند همانطور که از ما سو استفاده کردند تا بگویند همه به نظام رای دادند! نباید از لفظ احمدینژادیها استفاده کنیم، چون رایدهنده به وی که اگر حتی مخالف دو آتشه نظام هم باشد ناخودآگاه باوجودی که دیگر میداند وی کیست ولی باز هم صبر میکند تا یک نکته مثبت در وی و نکات منفی در طرف مقابل بیابد و بگوید آنقدرها هم اشتباه نکردم!
نتیجهگیری
تنها رسانه گسترده ما برای تودهها، دیوارنویسی و پخش خبرنامه و سی.دی. جنایات است که در این بین گستردهترین و کمخرجترین و در عین حال تاثیرگذارترین روش، دیوار نویسی است. با توجه به مطالب گفته شده از طرح شعارهای نامفهوم مثل ۲۲ بهمن سبز یا راه سبز و Vی سبز... به سمت شعارهای اثر گذار با ماهیت اقتصادی-اجتماعی برویم:
- هموطن تا کی میخوای مثل کرم زندگی کنی؟
- سفره سپاهی پر مرغه / بس که حق مردم رو خورده
- میخوای نبینی که به فرزندت تجاوز میکنن پس چشمت رو ببند
- دست به دست هم تا آزادی
- فرزندش را کشتند، فردا نوبت توست
- هر روز فقیرتر از دیروز
شما بهترش و کوتاه ترش رو بگید...
ضرورت عوض کردن نوع نوشتهها در دیوارنویسیها؛ نفوذ در تودهها
- ۱۳ آبان سبز
- جنبش راه سبز
- ۲۲ بهمن سبز
- V
- مرگ بر دیکتاتور

«۲۲بهمن سبزV».
آیا این شعارها تحریک کننده است؟ آیا در این شعارها از خواستههای حداقلی اقشار مختلف جامعه گفته شده است؟ منظور مشکلات اقتصادی و آزادیهای فردی و اجتماعی است؟ تکرار میکنم آیا این شعارها تحریک کننده است؟
سبز نمادی بیخاصیت؛ نمادی برای تمسخر
به دلیل تربیت حکومتی-سنتی اعمال شده بر مردم، ذائقه مسخره کردن و سرسری گرفتن و کم ارزش دانستن کارها و نظرات (و در اینجا، مبارزات افراد) به شدت در کل جامعه عمومیت دارد. این دقیقا چیزی بوده که حاکمیت میخواسته و ۳۱ سال برای رواج آن به شدت تلاش کرده: ما میگوییم شما با هم تفاوت دارید و یکسان نیستید و حقوق متفاوت دارید، پس بزنید بر سر یکدیگر و با زبانتان بسوزانید حیثیت هم را!
از طرفی، ۳۰۰هزار یزشک و دکتر و میلیونها فوقلیسانس بیخاصیت تولید کرده و از طرف دیگر، میلیونها نفر بیسواد باقی گذاشته، میلیونها نفر سربازی رفته و صدهاهزار نفر به ریش این میلیونها نفر خندیدهاند، صدهاهزار نفر را بسیجی و جانباز و شهید کرده و به بعضیهاشان مزایا داده و میلیونها نفر را بچه سوسول و ژیگولو و بالا شهری میخواند، میلیونها نفر را چادری کرده و میلیونها نفر را بدحجاب میخواند! میلیونها کافر و میلیونها باایمان! شیعه، سنی، ترک، رشتی، عرب، فارس، کرد، لر، میلیونها معتاد... مثالها بیشمار است.
حتما از خود میپرسید از بین بردن این شکافها سالها زمان میبرد. حال ما که حتی یک رسانه فراگیر نداریم چگونه میتوانیم با یک دیوارنویسی چند کلمهای چنین تاثیری بگذاریم؟ بله این شکافها با دیوارنویسی حل نمیشود ولی آیا نمیتوان با طرح مطالبها قابل فهم برای عموم که هم خواستههای اقتصادی-اجتماعی تودهها را دربرگیرد و هم اعتماد جنبش را بین تودهها بالا برد و هم آنها را تحریک کرده و به خود آورد، شروع به یکپارچه سازی کنیم؟
«چو ناکس به ده کدخدایی کند، کشاورز باید گدایی کند».
آیا تودهها با دیدن مدام کلمه سبز، رنگ سبز، بر روی دیوار و اسکناس چیزی دستگیرشان میشود و آماده جانفشانی میشوند؟ آیا آنها بیانیههای موسوی را خواندهاند؟ آیا مثل بچههای بالاترین از جزئیات فساد و جنایات رژیم با خبر هستند؟ آیا ماهوارهای دارند؟ آیا میدانند جنبش سبز چه میگوید و کلمه سبز چه معنایی دارد؟ و یا آن که از بس این کلمه تکرار شده ولی از آن سر در نیاوردهاند و حملات رژیم را هم که میدانیم چگونه است آنرا مسخره میپندارند؟
مثال. چند روز قبل از ۲۲ بهمن بود و در پاساژ قائم در تجریش گذر میکردم که یک دختر خانم با تیپ معلم یا داشنجو (منظور ساده بودن است) دستبند سبزی به دست بسته بود و یک پسر بوتیک دار (که ابروها را نازک کرده و موهای سیخ سیخ و مملو از ژل و لباس آنچنانی داشت) وی را دید و به دوست یا همکارش گفت این رو نگاه کن هنوز سبز مونده! دخترک نگاهی کرد و به راه خود ادامه داد! آیا شما فکر میکنید این پسر با این شکل و شمایل از عشاق سید علی قاتل است؟ نخیر بر عکس مطمئن باشید صبح تا شب به بالا و پایین این حکومت بد و بیراه میگوید! ولی چرا برای تیکه انداختن به یک نفر کلمه سبز را که برای ما چنان مفهوم عمیق و تاثیرگذاری دارد به سخره میگیرد و بازیچه میپندارد؟
من بشخصه موارد اینچنینی زیاد دیدهام، ایرانی جماعت که با زبانش بالا و پایین مفاهیم مفهوم را یکی میکند آیا با تکرار مدام کلمه سبز و جنبش سبز از جانب ما که برای بسیاری نامفهوم است آب به آسیاب دشمن نمیریزد؟
دیوارنویسی برای جذب رایدهندگان به احمدی نژاد
میدانیم بسیاری از تودههای پایین دست و ناآگاه در انتخابات اخیر به احمدی نژاد رای دادند.
نکته. اکثر انسانها شخصا دوست ندارند به میلشان به صورت کلامی اعتراف به اشتباه کنند.
ما باید اینها را هم از عناصر پیشرو جنبش کنیم. باید به آنها بگوییم خواستههای ما و شما یکی بوده ولی:
- شما گول ظاهر نامرتب و اصطلاحا کارگری این شخص (احمدینژاد) را برای بار دوم خوردهاید چون فکر میکنید چنین شخصی خود سختی کشیده است پس سختی کشیدگان را درک میکند و به کمک آنها میشتابد (همزاد پنداری)
- شما تحت فشار این نظام بودهاید ولی چون احمدی نژاد به سنبل سالهای سال این نظام فاسد یعنی هاشمی رفسنجانی تاخته پس فکر میکردید دیگر ریشه فساد این نظام را خشک میکند ولی نمیدانستید خودش و رهبرش ام الافساد هستند.
نکته. حدودا چند نفری را میشناسم که با وجود مخالفت با نظام به احمدی نژاد رای دادهاند! هر بار که با یکی از آنها حرف میزنم فوری قانع میشوند ولی بعدا از چند وقت دوباره میشنوم در جایی نشسته و گفته آره احمدی نژاد که آدم نیست ولی این سبزها اگر اومدن و بدتر شد چی؟ بیکارن میریزن تو خیابون؟
عدم همراهی رایدهندگان به احمدی نژاد با جنبش سبز ۲ دلیل عمده دارد:
- عدم پذیرش اشتباه در انسانهاست که عمومیت داره.
- عدم توجه گسترده جنبش به آنهاست که آنها را بیخاصیت کرده. باید بگوییم بابا درد ما یکی است. جنبش همون اهداف شما را دنبال میکند، این جنبش فراتر از رای به موسوی و احمدی نژاد است، آنها از شما سواستفاده کردهاند همانطور که از ما سو استفاده کردند تا بگویند همه به نظام رای دادند! نباید از لفظ احمدینژادیها استفاده کنیم، چون رایدهنده به وی که اگر حتی مخالف دو آتشه نظام هم باشد ناخودآگاه باوجودی که دیگر میداند وی کیست ولی باز هم صبر میکند تا یک نکته مثبت در وی و نکات منفی در طرف مقابل بیابد و بگوید آنقدرها هم اشتباه نکردم!
نتیجهگیری
تنها رسانه گسترده ما برای تودهها، دیوارنویسی و پخش خبرنامه و سی.دی. جنایات است که در این بین گستردهترین و کمخرجترین و در عین حال تاثیرگذارترین روش، دیوار نویسی است. با توجه به مطالب گفته شده از طرح شعارهای نامفهوم مثل ۲۲ بهمن سبز یا راه سبز و Vی سبز... به سمت شعارهای اثر گذار با ماهیت اقتصادی-اجتماعی برویم:
- هموطن تا کی میخوای مثل کرم زندگی کنی؟
- سفره سپاهی پر مرغه / بس که حق مردم رو خورده
- میخوای نبینی که به فرزندت تجاوز میکنن پس چشمت رو ببند
- دست به دست هم تا آزادی
- فرزندش را کشتند، فردا نوبت توست
- هر روز فقیرتر از دیروز
شما بهترش و کوتاه ترش رو بگید...

چاپ کنیم ها

15 نظر:
ما الان در تهران دو مشکل بزرگ در مورد شعار نویسی جلومون هست :
1)کم شدن دیوار نویسی ها بعد از 16 آذر و همچنین سرعت عوامل رژیم در پاک کردن سریع دیوار نویسی های بزرگ که هر دوی اینها به همت و تغییر تاکتیک نیاز داره: یک )شعارنویسی رو در آسانسورهای مجتمع های مسکونی و ادارات و راه پله ها و نیمکت های مدارس و دانشگاهها و صندلی های پارکها و کلا جاهایی که برای عوامل رژیم رفتن و پیدا کردن اونجاها غیر ممکن هست ولی مردم راحت میبیننش رو مدام ادامه بدیم! هر چند خود مردم هم بخاطر ترس سرعتشون در پاک کردن کمتر از عوامل رژیم نیست و دوم اینکه باید هر کدوم از بچه های سبز حداقل یک ماژیک سخت پاکشو همراهشون باشه و این همون همتی هست که گفتم که اگر اتفاق بیافته رژیم هیچ غلطی نمیتواند بکند و دیوانه میشود.
2)اگر مورد یک تحقق پیدا کرد و دیوار نویسی ها زیاد شد اونوقت نوع شعارها و تاثیرش به میان میاد: واکنش مردم در قبال این زیاد شدن دیوارنویسی ها قطعا خوشحالی هستش و کلی کیف میکنن که خیلی جاها نوشته شده جاخامنه ای مرگ بر دیکتاتور ویکتوری سبز! ولی آیا طرح شعارهای اینچنینی این خاصیت رو داره که روح حق طلبی و آزادی خواهی در مردم بیدار بشه و ملکه ذهنشون بشه؟ قطعا خیر و در این مقاله بدرستی راهکار مناسب ارائه شده
نکته مهم : طرح ((هر سبز یک ماژیک)) باید به مرحله عمل برسد
بسار خوب نوشتی
دستت درد نکنه
دوست عزیز با نظر شما موافقم ولی چرا حمعیت 25 خردادی سبزها کمتر شده؟؟؟ اشتباه در استراتژی است. ما فقط باید در خیابان مخالفت خود را نشان دهیم؟؟؟ قدرت سبزها در قشر تحصیل کرده آن است بیاید ایده بدهیم آنرا پخته کرده و از راه اصولی اجرا کنیم
به این مقاله یه سر بزنید...
http://safobighash.blogspot.com/2010/02/blog-post_14.html
دوست من کاملا گفته هات رو قبول دارم
خدا خیرت بده، حرف دل همه ی ماست
باید همه ی ایرانیارو جنبش سبزی کنیم ، مگه جنبش سبز یعنی چی ؟
اقتصاد سالم ، سیاست سالم ،
کی می گه بده ؟
چرا بعضیا با عقاید تند سکولار دل آدمای دین داری مثل منو میشکنن ، من می فهمم اینا همه ی جنبش نیستند ، اما خیلی ها نمی فهمند، حکومت هم دوست داره خیلیا نفهمن !
بیایم به یک چیز فکر کنیم ، عدالت در تمام مسائل ..
kar khobeyh manan movafeqam.chon shoar nevesee kheylee tarso larz dareh.ba mazhek behtar mesheee.makhsosan mazhek sabz koloft.qeymatesham eyn sprey1500tomaneh hajmesham kamtareh tazasham hameh ja meshee estefadeh kard royh peleh barqee ha roo meshh yh khat sarasareyh sabz keshed.royh devarhayh sang marmar kh degh nagoo hech raqam nemeshh pakesh kard.valee bacheha sabr dashteh bashen tazeh 8mahee.4shanbeh soree serveseshon mekonem.
bekhoda kasee karee beh dendaree to nadareh .en den darha hastan kh pedar maro dar avordan.akhee bachee mano bekhater moyh bolandesh boran kalasho tarashdan .ma karee beh shoma nadarem valee en dendara hastan kh maroo angolak mekonan
منظور نگارنده از " بی خاصیت بودن استفاده از نماد های سبز " فقط و فقط در طرح شعارها و شعارنویسی های گفتاری و نوشتاری بدلیل گنگ بودن صورت مسئله است مثل 22 بهمن سبز, زیرا همگی میدانیم استفاده از نمادهای شکلی سبز در تجمعات که جنبه هماهنگی و هویت افراد با هم را دارد چقدر لازمه ادامه جنبش است; مثلا هد بند و دستبند و بادکنک سبز...
از بچه های ((بالاترین)) اگر کسی این مطلب رو میخونه برای این مطلب یک موضوع داغ بزنه که این گفتمان بین رهبران جنبش یعنی کروبی و موسوی و سخنگو و طرح دهنده خارج نشین یعنی سازگارا مطرح بشه
درد مند
دوست ناشناس من
خواهش می کنم نگو "ما" ، "شما" اونم زیر این مقاله زیبا
من به عنوان یه دین دار میگم این حکومت بزرگترین خیانت رو به دین کرده ، اینو همیشه گفتم
هیچ کارشونم از دین نیست ، دین واسشون وسیله هست ،
صحبت شما رو هم قبول دارم ، حتی اگه فحش هم بدی ناراحت نمیشم ، چون اینا به اسم دین هر کاری خواستن کردن، اما به خدا دین واقعی چیز دیگه ای هست ، اولا هر کسی یک زندگی خصوصی داره که به هیچ کس مربوط نیست ، اینو دین قبول داره ، اما اینا نه !
دوما اجباری در دین نیست ، فقط به پیروانش گفته تبلیغ کن ( نه تحدید ) برای دین
پس هر کاری که اینا می کنن ضد دین هست ولی متاسفانه خیلیا به خواطر همین از دین بریدن .
ما باید ابزار دین رو از دست حکومت در بیاریم تا اینقدر با آدمایی که مثلا معتقد هستند بازی نکنه، البته به عقیده من این تقصیر خود اوناست که دینشونو بدون تفکر دارن و استدلالی براش ندارن.
از نویسنده وبگاه عذر می خوام اگه زیر نوشتش پر حرفی کردم، جواب دوستی بود که پیام گذاشته بود
متنت خوبه ولي تيترت خيلي زننده هست
در بالاترین گذاشته شد دو سه چند بار. و هر بار یا به چیز رفت یا به فنا رفت یا...
بزرگترین ظلم ، ظلم به نام دین است.
دکتر شریعتی
merci az ghalame zibat , roie man ke kheili tasir gozasht
اینقدر خوب نوشتید که حرفی برای گفتن برای من نماند جز این که تشکر کنم.
اين لينك جديد بالاترينش هست:
http://balatarin.com/permlink/2010/2/15/1953491
درود
ارسال يک نظر