«16 آذر هم توپ توپ سبز کردیم. منتها یه ذره مجروح شدم، ۱۳ آبان سرم شکست، حالاهم... اگه آزادی میخواییم باید هزینهش رو هم بدیم...»
چند روز بعد...
«...آخیش همین الان از پخش اعلامیه برگشتم. نمیدونی چه حالی داد. به مردم میدادم، ازم تشکر میکردن. خستگیم در میرفت. عکسهاش رو برات میفرستم. ۱۳۰۰تا ست. کلن خیلی حال داد، انگار آدم توی فضاست. سبز باشین، دمتتون گرم، دلتتون سبز».
اتفاقن منم همین حس رو داشتم. اولش خیلی سردم بود. اصلن دوست نداشتم دستهام رو از جیبم در بیارم بیرون. کز کرده بودم از سرما. یه کم پیادهوری کردم، حالم جا اومد و هی نوشتم. وقتی برگشتم خونه، خیلی حالم خوب بود، مثل تو...
اعلامیههای محرم.
پوسترهای محرم. طبق معمول، سادهترین پوستر رو انتخاب کردن برای چاپ، و سیاه سفید هم چاپ کردن البته.
این عکسها رو برای این میذاریم که شما هم تشویق بشین که... که راحت ه، که شما هم میتونین، که رسانه خودمونیم.



