
«اگر مایه زندگی بندگیست/دو صد باره مردن به از زندگیست»، دانشگاه تفرش، آبان.
گشتم رو نت. دیدم مال فردوسی ه. خوندم، آشنا در اومد. آره، قبلن هم داشتیم یکی. ایناهاش:
«چو ناکس به ده کدخدایی کند/کشاورز باید گدایی کند»، شهریور.
عابر بانک کشاورزی.
میتونیم این شعر فردوسی رو روی دیوارها بنویسیم. هرکی یه بیت ش رو. هر جا که خواست. با هر چی: ماژیک، خودکار، اسپری، برچسبی، ... عکس بگیره و بفرسته، بچینیم کنار هم، بشه یه شعردیواری (مثل Story-board).
» شعرهای گلسرخی روی پل عابر
این هم یه جورش، ولی همه اش کار یه نفره، بقیه بیتهاش مونده...
خب، هی میگن «آنچه شعار ما نیست». بجاش این یه راه حل. میدونین اینجوری موقع دیوارنویسی، حس میکنین که تنها نیستین. ادامه اش رو کسی داره یه گوشهی دیگه مینویسه...
در این خاک زر خیز ایران زمین/نبودند جز مردمی پاک دین
چو مهر و وفا بود خود کیششان/گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ی ناب یزدان پاک/همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد/ز پشت فریدون نیکو نهاد
کجا رفت آن دانش و هوش ما/که شد مهر میهن فراموش ما
نبود این چنین کشور و دین ما/کجا رفت آیین دیرین ما
گرانمایه بود آن که بودی دلیر/گرامی بد آنکس که بودی دلیر
به یزدان که گر ما خرد داشتیم/کجا این سرانجام بد داشتیم
نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت/نه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آن روز دشمن به ما چیره گشت/که ما را روان و خرد تیره گشت
از آن روز این خانه ویرانه شد/که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کدخدایی کند/کشاورز باید گدایی کند
اگر مایه زندگی بندگیست/دو صد باره مردن به از زندگیست
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم/برون سر از این بار ننگ آوریم

چاپ کنیم ها

0 نظر:
ارسال يک نظر